سفارش تبلیغ
صبا ویژن
به یاد دارید که لذتها تمام شدنى است ، و پایان ناگوار آن برجاى ماندنى . [نهج البلاغه]
ممنونم ای تیر سه شعبه - بهشت نامطلوب
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • ای تیر!تو که آمدی از دو چیز دلهره داشتم،یکی اینکه به من نخوری و دیگر اینکه به بابایم بخوری،اگر به من نمی خوردی شاید تنها شانس من برای پرواز از بین می رفت و اگر به بابا می خوردی...
        وقتی به نزدیکم رسیدی صدای گریه ات را شنیدم،شنیدم که فریاد می زدی و حرمله را لعنت می کردیاما غصه نخور،از اینکه حرمله شهیدم کرد چندان گله ای ندارم،ولی چون قلب بابا را با کشتن من شکست هرگز او را نمی بخشم.
         اصلا تو ای تیر بابای مرا می شناسی،مادرم می گفت:وقتی بابا به دنیا آمد،خدا به خاطر او از گناه فطرس گذشتملکی در آسمان که به خاطر نافرمانی بال او را سوزانده بودند.می گفت وقتی خدا دوباره به او بال داد میان آسمان و زمین فریاد می زد«انا حر الحسین».
        اگر تو به جای من بودی چه می کردی؟راستش وقتی دانستم اکبر و قاسم و عموی عزیزم عباس سخاوتمندانه جان دادند،حساب کار خودم را کردم،من خون خود را به عشق بابا دادم و جانم را در آغوش بابا.به یاد آن شبها که در آغوشم می کشید و برایم لالایی می گفت ،آرام آرام برایم قصه می گفت تا خوابم ببرد.
        ای تیر! امشب که قافله ی اسیران را از میان اجساد پاک عبور می دهند،آهسته از قول من به رقیه بگو:
     «رقیه،فقط یک ذکر را بر لب داشته باش،ابتا ،ابتا،ابتا.اگر خیمه ها را آتش زدند،بگو ابتا،اگر سیلی خوردی بگو ابتا،اگر مجبور شدی مدتها با پای برهنه به دنبال قافله بدوی باز بگو ابتا،آنقدر بگو تا بابا به سراغت بیاید.هر کجا باشد می آید،بر سر نی،درتشت طلا و تو هر جا باشی،پهن دشت صحرا،کنج خرابه.....    
         

    ::: سه شنبه 85/12/22::: ساعت 3:31 عصر
    نظرات شما:

    هز تو ممنونم ای تیر،چرا اینقدر دیر کردی.من از صبح تا به حال انتظار تو را می کشموتو مرا که می رفت تا با خجالت پس از بابا بمانم با افتخارجلوتر از بابا راهی کردی.اگر تو به فریادم نمی رسیدی ممکن بود بابا برود و من بمانم و آنوقت... 
        چرا گریه می کنی؟نه! به خدا من از تو دلگیر نیستم؛می دانم که تو تقصیر نداری،درست مثل من.
         ای تیر!من از دنیای شما چیز زیادی نمی دانستم،اما امروز همه چیز را دریافتم،در دنیایی که برای بابای مظلوم من که پیامبر خدا صبح و مسا بر صورتش بوسه می زد جایی نباشد،ماندن فقط یک اشتباه است.
         ای تیر!بگذار حرف دلم را بزنم؛وقتی شهیدان همه با هم می روند،وقتی آنها  در انتخاب بزرگشان  دنیا را به پای دین قربانی می کنند،وقتی آنها ازمیان این همه مولا سر بر آستان حسین می سایند،خلاصه وقتی شهیدان دنیا و مافیها را رها می کنند آنها که جا می مانند نمی خواهم بگویم بیچاره اند ولی کارشان خیلی سخت خواهد بود.یعنی به کجا دل خوش داشته اند؟به چه امیدی مانده اند؟ای تیر!هر کدامشان را که دیدی بگو،بگو ای کسانی که به گمان خود زنده مانده اید!اگر می دانستید شهیدان کجا رفته اند،اگر می دانستید در کنار حسین بودن یعنی چه،تاب از توانتان می رود هر کس که شعور داشته باشد،هرکس که دنیا این عجوزه ی بزک کرده را خوب شناخته باشد هر کس که درد ماندن و غم فراق آزارش می دهداگر پس از شهیدان باز بماند تنها سخنی که می تواند داشت این است که«بدا به حال من که هنوز مانده ام»..........



    ::: سه شنبه 85/12/22::: ساعت 9:29 صبح
    نظرات شما:

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 17
    بازدید دیروز: 13
    کل بازدید :72054

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره من <<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    ممنونم ای تیر سه شعبه - بهشت نامطلوب

    >>لینک دوستان<<

    >> فهرست موضوعی یادداشت ها <<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<